عجائب

بلندترین و بزرگترین و عظیم ترین ....عجایب دنیا که نمونه آن را از قبل ندیدید
Iran Eshgh Group !
ادامه نوشته

دانلود: موزیکی زیبا و دلنشین

 

موسیقی قدرت اینو داره که مارو از دغدغه های روزمرمون ، آشفتگی ذهنی که داریم رهایی بده شده برا چند لحظه!



به ما آرامشی بده که تجربش لذت بخشه و معنی آرامش رو دوباره پیدا می کنیم

امیدوارم این موسیقی بتونه برا چند لحظه افکار و ذهنتون رو تسخیر کنه


دلخوشیهای کوچک زندگی

 

بعضی روزها وقتی برای خرید میرم توی خیابونمون یک واکسی رو میبینم.او مردیست تقریبا ۳۵ ساله که از سنش شکسته تر بنظر میاد.وسایلش توی یک چرخ مخصوصه که روی زمین حرکت میده.جالب اینه که یک گل مصنوعی بعنوان تزئین جلوی  جعبه اش نصب کرده.ولی چیزی که برای من جالبتره اینه که بعضی روزهابچه اش رو با خودش به سر کار میاره.یک پسر تقریبا ۶ ساله ریز نقش و سیاه سوخته که بالای جعبه میشینه و از قیافه اش میشه فهمید که چقدر خوشحاله از اینکه پدرش اونو با خودش آورده.

او ن مواقع با خودم فکر میکنم میشه با همین دلخوشی های کوجولو شاد بود و از زندگی لذت برد.

جوونهائی رو میشناسم که همه چی دارند ولی از زندگی ناامیدند.

بیائیم قدر هر چیزی که داریم هر چند کوچیک رو بدونیم و سعی کنیم با همونا شاد باشیم و از زندگی لذت ببریم.

صبح که بیدار شدی ...



  بشنو !!!

امروز صبح که بیدار شدی ، نگاهت می کردم... و امیدوار بودم که با من حرف بزنی ، حتی برای چند کلمه... نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد ، از من تشکر کنی... اما متوجه شدم که خیلی مشغولی ، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی... وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگوی : سلام...

اما تو خیلی مشغول بودی... یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی....جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی . خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی... اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی...

تمام روز با صبوری منتظر بودم... با اون همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرف بزنی ...

متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی ، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی...

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری... بعد از انجام دادن چند کار ، تلویزیون را روشن کردی...

نمی دانم تلویزیون دوست داری یا نه ؟ در آن چیز های زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری ...

باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم... و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی شام خوردی ، و باز هم با من صحبت نکردی.

موقع خواب ... فکر می کنم خیلی خسته بودی... بعد از آنکه به اعضای خونوادت شب بخیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فورا به خواب رفتی... ....

اشکالی ندارد. احتمالا متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام... من صبورم ، بیش از آنچه تو فکرش را بکنی... حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی ... من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم... منتظر یک سر تکان دادن ، دعا ، فکر ، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد... خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی .... خوب ، من باز هم منتظرت هستم، سراسر پر از عشق تو ... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی ... آیا وقت داری که این را برای فرد دیگری هم بفرستی؟ اگر نه ، عیبی ندارد ، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی....

دوست و دوستدارت خدا

تصاویر جدید از وفس

یک ماهی میشه که وفس نرفتم و دلم خیلی هوای وفس کرده. طبیعت وفس تو این روزهای پاییزی واقعا دیدنیه. امیدوارم بتونم برم و از دریچه عکس، گوشه ای از زیبایی های پاییز وفس رو نشون بدم.

ادامه نوشته

قول  استقلالی

 
علي‌فتح‌اله‌زاده-تكليفمان معلوم است. وظيفه‌‌مان روشن است. اهدافي در پيش داريم كه همه به وضوح و روشني هرچه تمام‌تر آشكارند:
استقلال را در مسير روبه جلو حركت دادن. از نقطه A كه در آن قرار داريم به نقطه B كه ما را به غايت مطلوب نزديك مي‌كند پيش رفتن. به عبارتي ساده ما مسئوليم استقلال را در جاده‌ قهرماني به حركت درآوريم و در اين رهگذر بر اشكالات ماندگار از دوره‌هاي قديم غلبه كنيم. به اين ترتيب جايي براي هياهوگري،‌غوغاسالاري و افتادن در تله‌هاي روزمرگي باقي نمي‌ماند.
استقلال به همان ميزان كه در بازي‌هاي خود به حوصله و پرهيز از شتاب نياز دارد،‌ در بخش مديريت نيز محتاج آرامش و خونسردي و حوصله‌اي بي‌كران است. هرچه گرد و خاك حاشيه‌پردازي بيشتر سكوت و متانت و باورمندي به كار عميق و ريشه‌دار نيز زيادتر.
استقلال يك امروزي دارد و يك فردايي. مديران با درايت حق ندارند فرداي بهتر را قرباني امروز كنند. مديران عقلمند حق ندارند چشم خود را بر فردا ببندند و فقط به امروز فكر كنند.
امروز يعني قهرماني استقلال در ليگ برتر، جام حذفي و حمله به ليگ آسيا با امكانات موجود.
فردا يعني فراهم آوردن امكانات زندگي و رقابت در عرصه‌اي كه پديد مي‌آيد و غفلت از آنها نشانه غافل بودن و نامدير بودن است.
امروز يعني تمرين و آموزش و مسابقه بهتر. امروز يعني تشكيل تيم اول قوي و ساختن تيم دوم قوي‌تر.
فردا يعني فراهم آوردن وضعيتي مناسب فردا.
فردا يعني بسترسازي براي رقابت با نمايندگان تا دندان مسلح شرق آسيا و هماوردي با بيدار شدگان غرب آسيا و آسياي ميانه.
امروز يعني همين كه هست و مي‌بينيد و از آن رضايت خاطر داريد. فردا يعني به استقبال نوآوري‌ها رفتن. وارد پروسه سرشار از ريسك احداثات شدن. فردا يعني سرمايه سخت‌افزاري مناسب قرن بيست‌ويكم را مدنظر قرار دادن، فردا يعني باشگاه استقلال را آنطور كه از او سزاوار و لايق آن است ساختن.
مي‌توان پاي خود را در گل و لاي روزمرگي‌ها قرار داد، مي‌توان در هياهوي سرگرم‌كننده و باز دارنده اتفاقاتي كه هيچ اتفاقي را رقم نمي‌زنند مشغول شد و مي‌توان اسير حوادث و نه خالق اتفاقات شد. اما اين رسم استقلال نبوده و نيست.
استقلال تيمي است با 65 سال قدمت. در اين سير 65 ساله استقلال تلخ و شيرين فراواني را چشيده و تجربيات خوب و بد بسياري را از سرگذرانده. حق استقلال اين است كه امروزي بهتر از هر روزهاي پيش و فردايي بهتر از امروز داشته باشد. دنبال احقاق اين حق باشيم. استقلال را به مرداب روزمرگي نكشانيم. براي استقلال هياهوي پوچ درست نكنيم. به فردا فكر كنيم و از امروز آغاز كنيم.

ابی



زمان ديدار استقلال و شاهين بوشهر تغيير كرد

سازمان ليگ برتر از تغيير زمان ديدار تيم‌هاي فوتبال استقلال تهران و شاهين بوشهر از هفته پانزدهم خبر داد.


   زمان ديدار بين تيم هاي استقلال تهران و شاهين بوشهر از سري مسابقات ليگ برتر از هفته پانزدهم اين ديدار به جاي ساعت 16:25 در ساعت 17:30 همان روز در استاديوم آزادي برگزار خواهد شد.
اين بازي روز جمعه هفته جاري برگزار مي شود.

 

طراحی آموزشی با الگوی تلفیقی


الگوی تلفیقی

اقتباس از الگوی طراحی آموزشی بر اساس عوامل چهارگانه ی ( هدف، موقعیت، منابع، نظام ارزشیابی)

 

طرح درس عبارت است از برنامه ریزی و سازمان دادن به مجموعه فعالیت هایی که معلم در رابطه با هدف های آموزشی، محتوای درس و توانایی های دانش آموزان برای یک زمان مشخص تدوین می کند( صفوی،1379).

 

ادامه نوشته

بچه دار شدن دختر ۱۰ساله!

 

در رویدادی نادر در نوع خود، یک دختربچه ده ساله اسپانیایی در جنوب اسپانیا نوزادی به دنیا آورد.
به گزارش خبرگزاری آلمان از خرز دلا فرونترا در جنوب اسپانیا،‌ مسئولان محلی اسپانیایی امروز سه شنبه حال این مادر بسیار جوان و فرزندش را خوب توصیف و اعلام کردند آنها توانستند بیمارستان را ترک کنند.
بر اساس گزارش رسانه های اسپانیایی، پدر این نوزاد پسر نیز هنوز به سن قانونی نرسیده است.
این نوزاد که در بیمارستان دانشگاهی شهر خیرز دی لا فرونتیرا به دنیا آمد دو کیلو و نهصد گرم وزن داشت.
دفتر امور اجتماعی که از طریق بیمارستان از ماجرا مطلع شد اکنون در حال بررسی این مسئله است که آیا این نوزاد و مادرش نزد خانواده این مادر به خوبی سرپرستی خواهند شد یا خیر.
گفته می‌شود این دختر اهل کشور رومانی است و هنگام ورود به اسپانیا باردار بوده است!

استقلال 13 ابان

تصوير
 تصوير

تصوير

نما

وفس

جدید

منزل عطاا... كاشي در وفس -تابستان 89

وفس 89

ساختمانهاي سنتي و زيباي وفستابستان87عكسهاي خبري وفس

ازمون استخدامی


یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:

شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید...

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می‌توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید.
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم.

مدل های لباس زمستانه مردانه

مدل های لباس زمستانه اقایانمدل های لباس زمستانه اقایانمدل های لباس زمستانه اقایانمدل های لباس زمستانه اقایانمدل های لباس زمستانه اقایانمدل های لباس زمستانه اقایان